پران
معنی انگلیسی
flying
واژههای انگلیسی با این معنی
- base ejection ته پران، پرتاب شونده از ته
- fly-net مگس پران، پشه پران، تورسيمي براي جلوگيري ازامدن مگس
- fly-flap مگس پران، مگس ران
- black slip خفت پران
- fly shears اره پران
- pelican hook قلاب پران، قلاب پليکان (دريايي)
- clip ejector شانه پران، خشاب پران
- tumbler hook قلاب پران
- squirt آب دزدک، آب پران، جريان
- demirep زن بدنام، تک پران
- snow plough برف روب، برف پران، برف پاک کن
- coleoptera قاب بالان، غلاف پران
- fly whisk مگس ران، مگس پران.
- shot putter شرکت کننده در پرتاب وزنه، وزنه پران.
- shot line نخ تفنگ، نخ پران (دريايي)
- malaprop کسيکه واژه ها را اشتباه بکار ميبرد.، وابسته به کاربرد غلط واژه ها، گنده پران
- base fuze ماسوره ته گلوله، ماسوره ته، ماسوره ته پران