پراکنده سازی معنی انگلیسی scattering واژههای انگلیسی با این معنی dissipation اسراف، پراکنده سازي، پراکندگي dispersal پراکندگي، پراکنده سازي energy dissipation اسراف انرژي، پراکنده سازي انرژي dispersion پراکندگي، انتشار، پراکنده سازي