پرتقال معنی انگلیسی orange واژههای انگلیسی با این معنی Portuguese اهل کشور پرتقال، زبان پرتقالي.، زبان پرتغالي orangewood چوب درخت پرتقال، ساخته شده از چوب درخت نارنج infanta دختر پادشاه و ملکه اسپانياو پرتقال daiquiri مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر. milreis سکه زر در پرتقال که 4 شلينگ و پنج پنس و، چارک ارزش دارد chino ليموشيرين، پرتقال شيرين.، شلواري که از اين پارچه ميسازند satsuma سفالينه ي ژاپني، پرتقال کوچک و پوست شل screwdriver آچار پيچ گوشتي، پيچ کش، نوشيدني الکلي داراي ودکا و آب پرتقال ashkenazim اشکنازي، عنوان يهوديان آلماني که در، مقابل سفارادي که به يهوديان اسپانيا و E-F-T-A European Free Trade Association، اتحاديه تجارت آزاد اروپا، اتحاديه متشکل از کشورهاي انگلستان