پرتوی معنی انگلیسی radial radio- واژههای انگلیسی با این معنی radial پرتوي، شعاعي، پرتومانند interradial ميان پرتوي، ميان فروغي، بين شعاعي radiotracer ردياب پرتوي، پي ياب رخشي radio-immunity زينهار پرتوي، حالتي است از کاهش حساسيت به تشعشع، که گاهي از تشعشع دادن مکرر ناشي مي شود. radioimmunoassay سنجش ايمني پرتوي، پرتو ايمن آزموني، ايمن آزموني پرتوي radiation of heat تابش (پرتوي) گرما، انتقال گرمابوسيله تابش actinal وابسته به دهان شعاييان، پرتوي actiniform پرتو مانند، پرتوي X. -1 نشانه هومئوپاتيک درجه اعشاري شدت اثر.، -2 مخفف واحد کينبوک مقدار پرتوي ايکس که معادل يکدهم، مقدار سرخي دهنده است. pencilled با مداد کشيده شده، مدادي، با مداد سايه زده pencil مداد، قلم مدادي، قلم موي کوچک