پرخاش معنی انگلیسی exclamation flounce fulmination protest snap snarl واژههای انگلیسی با این معنی invective پرخاش، سخن حمله اميز، طعن bicker پرخاش کردن، ستيزه کردن، شرشرکردن inveigh سخن سخت گفتن، پرخاش کردن، باسخن حمله کردن invection سخن سخت، حرف سخت، پرخاش aggression تجاوز، تخطي، تعرض ruffe يقه گرد و حلقوي چين دار مردان و زنان قرون، 16 و 17 ميلادي، غرور