پرداخت شده
معنی انگلیسی
glossy polished
واژههای انگلیسی با این معنی
- obligations incurred تعهدات پرداخت شده، تعهد پرداختي
- capital paid in سرمايه پرداخت شده، ذخيره سرمايه
- pre-paid از قبل پرداخت شده، پيش پرداخت
- paid in capital سرمايه پرداخت شده
- paid-up capital سرمايه پرداخت شده
- carriage payed کرايه حمل پرداخت شده
- charges prepaid هزينه پيش پرداخت شده
- freight paid to هزينه حمل پرداخت شده
- duties paid حقوق گمرکي پرداخت شده
- freight prepaid هزينه حمل پيش پرداخت شده
- carriage paid to هزينه حمل به حامل پرداخت شده
- postpaid هزينه ي پست که از پيش پرداخت شده، پيشپرداخته
- deferred dividened سود اعلام شده و قابل پرداخت در تاريخ، معين، سودي که پرداخت آن مشروط به شرطي باشد
- ex. dividend سهمي که پس از پرداخت سود آن فروخته شده
- air impingment عيبي در پرداخت هواپيما که رنگ آن مات شده، و حبابهاي هوا در سطح رنگ پديدار ميشوند
- delegatee کسيکه پرداخت بدهي شخص ديگر به او واگذار شده، است
- Pd مخفف:، پرداخت شده، روزانه
- post paid (درباب نامه اي گفته ميشود) که پول پست ان از، پيش پرداخت شده باشد
- DCP freight/carriage paid to، هزينه حمل پرداخت شده
- smoothing cement آستري، اندود سيمان پرداخت شده
- CIP carriage and insurance paid to، هزينه حمل و بيمه پرداخت شده
- financed demand احتياجاتي که تامين اعتبار شده اند، نيازمنديهايي که هزينه آن پرداخت شده
- dead carriage کرايه باربري جهت ظرفيت استفاده نشده، کرايه حملي که پرداخت شده ولي استفاده اي، از آن به عمل نيامده
- dead freight هزينه حمل بابت ظرفيت استفاده نشده، کرايه حملي که پرداخت شده ولي استفاده اي، از آن به عمل نيامده