پرستار
معنی انگلیسی
attendant minder nurse
واژههای انگلیسی با این معنی
- nurse پرستار، دايه، بچه گردان
- mothers help زن پرستار، زني که بانوي خانه رادرپرستاري کودکانش، ياري ميکند
- dry nurse پرستار بچه، بچه گردان
- nurse maid دختر پرستار
- nurse-maid دختر پرستار
- practical nurse کمک پرستار.
- deaconess پرستار مذهبي
- nanny پرستار بچه .
- psychiatric nurse پرستار رواني
- visitig nurse پرستار سيار.
- LPN پرستار ديپلمه
- minisetering angel (فرشته) پرستار
- sick nurse پرستار (بيمار)
- male nurse پرستار مرد (انه) مرد پرستار
- registered nurse پرستار ديپلمه داراي پروانه رسمي.
- mammy د ده سياه که پرستار کودکان سفيد پوست است
- health nurse نرس ارتشي، پرستار ارتشي
- nursemaid دايه، دختر پرستار.
- nursery governess بانويي که کودکان را هم پرستاروهم آموزگاراست، پرستار آموزگار
- R.N. = Registered Nurse، پرستار تحصيلي کرده، پرستار داراي پروانه کار.
- N.S.N.A. = National Student Nurse Association، انجمن ملي دانشجويان پرستار.
- L.P.N. = Licensed Pratical Nurse، پرستار ليسانسيه داراي پروانه کار.
- R.G.N. = Registered General Nurse، پرستار تحصيل کرده داراي پروانه کار.
- R.F.N. = Registered Fever Nurse، پرستار تحصيل کرده در مراقبت تب بيمار.