پرش کردن معنی انگلیسی jump واژههای انگلیسی با این معنی halterbreak کره اسب را براي پرش از روي کمند تربيت کردن. tae دفاع با پا، پرش کردن با پا، دفاع کردن jet جت، کهرباي سياه، سنگ موسي waft سبک کردن، در روي هوا يا آب شناور ساختن، پرش مرغ با يک تکان بال flight پرواز، پرش، هجرت dart نيزه، زوبين، عمل پرت کردن