پرورده معنی انگلیسی cultured nutriment واژههای انگلیسی با این معنی pampered ناز پرورده preserved myrobalan آمله پرورده preserved ginger زنجبيل پرورده mollycoddle ادم ناز پرورده، شخص زن صفت، ناز کشيدن. lapdog سگ دامن پرورده، سگ دست اموز. lap-dog سگ دامن پرورده، سگ دست آموز cultured بافرهنگ پرورده، تربيت شده fondling بچه ناز پرورده، نوازش wolf child کودک گرگ پرورده cytotrophoblast تنده پرورده ي ياخته، سيتوتروفوبلاست cade دست اموز، دست پرورده، چليک self raised ترقي کرده در اثر مساعي خود، خود پرورده، خود ساخته . gingerbread نان زنجبيلي، زنجبيل پرورده، چيز قشنگ وکم بها overindulged بناز پروردن، ناز پرورده کردن، زياد خوراندن pamper بناز پروردن، ناز پرورده کردن، زياد خوراندن Percheron يکجور اسبنيرومندو، تندروکه درنواحيفرانسه پرورده ميشود protege شخص تحت الحمايه، کسي که زيرسرپرستي ديگري است، محمي