پرپشت معنی انگلیسی close compact dense exuberant rank واژههای انگلیسی با این معنی thickset انبوه، پرپشت، تنگ تنگ bushy انبوه، پرپشت، کپه اي bushily بطورانبوه، پرپشت. thickener ضخيم ساز، غليظ کننده، پرپشت کننده . lush پر آب، آبدار، شاداب fleecy پشم دار، خوابدار، پشم مانند exuberant فراوان، بسيار، وافر gross درشت، بزرگ، سترک