پس از مرگ معنی انگلیسی hereafter posthumously واژههای انگلیسی با این معنی dieback پس از مرگ post mortem پس از مرگ posthumously پس از مرگ posthumous fame شهرت پس از مرگ afterlife زندگي پس از مرگ. post obit قابل اجرا پس از مرگ، قابل پرداخت پس از مرگ کسي posthumous پس از مرگ پدر زاييده شده، سرخور، پس از مرگ نويسنده چاپ شده survival زندگي پس از مرگ ديگري بقا، رسمي که از زمان قديم باقي مانده باشد postmortem پس از مرگ (رخ دهنده) معاينه پس از مرگ presumption of survivorship فرض تاخر موت، فرض زنده بودن پس از مرگ ديگري survivor بازمانده، کسيکه پس از مرگ ديگري زنده است joint tenants اجاره داران مشترک، در CL چند تن را گويند که مشترکا" از، عين مستاجره استفاده کند با اين قيد که dying declarations اظهارات پيش از فوت، در CL اظهاراتي را گويند که شخص مشرف به، موت پس از اطمينان از قريب الوقوع بودن