پسری معنی انگلیسی boyhood واژههای انگلیسی با این معنی sonship پسري، فرزندي step son نا پسري، پسرزن يا شوهر choirboy پسري که عضو دسته ي سرودخوانان است batboy پسري که چوگانهاي بازي بيسبال را گردآوري، ميکند boyfriend دوست پسر، رفيق.، پسري که با دختر بيرون ميرود