پشت سر هم معنی انگلیسی consecutive continual sequential serial successive tandem uninterrupted واژههای انگلیسی با این معنی burst rate سرعت پشت سر هم. cover off پشت سر هم قرار گرفتن، پشت به گردن line ahead کشتي هايي که پشت سر هم ميروند numbered wave امواج پشت سر هم عمليات آب خاکي skittle سوزاندن چند توپزن به آساني پشت سر هم، (کريکت)، ميله چوبي بولينگ arpeggio نواختن نتهاي آهنگ به سرعت و پشت سر هم، آهنگ آرپژو segue بدون مکث از يک بخش به بخش ديگر رفتن، پشت سر هم نواختن، نواختن بي مکث tandem roller نوعي قلطک که داراي چرخهاي فلزي بوده و، چرخها پشت سر هم حرکت ميکند diamonds شکل موجهاي ضربه اي که معمولا در جريان، خروجي راکتها بصورت لوزي هاي پشت سر هم، قابل مشاهده است consecutive پي در پي، متوالي، پشت سر هم stream takeoff حالت موجي هواپيماها در حال برخاستن پشت، سر هم، پرواز از روي باند به صورت موج پشت سر هم randem با سه اسب، پشت سرهم، گردونه اي که سه اسب پشت سر هم انرابکشند successively پي در پي، متوالياً، پياپي ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام