پیشدستی کردن معنی انگلیسی anticipate forestall pre-empt preempt واژههای انگلیسی با این معنی outsmart پيشدستي کردن، زرنگي بيشتري بکار بردن. outflank ازجناح خارجي بدشمن حمله کردن.، پيشدستي کردن، رندي کردن forestall احتکار کردن، پيش خريد کردن، بخود اختصاص دادن preempt قبضه کردن، به انحصار دراوردن.، باحق شفعه خريدن dish ظرف، بشقاب، دوري