پیچ و خم معنی انگلیسی tangle twist winding واژههای انگلیسی با این معنی meander پيچ و خم، دور، گردش meanderedmeandering پيچ و خم، دور، گردش anfractuosity پيچ و خم، ابهام، پيچيدگي maziness پيچ و خم، حيرت انگيزي turns and twists پيچ و خم wriggler پيچ و خم دار، چيزي که ميلولد.، ليسه ي پشمه anfractuos پيچ و خم دار meandrine پيچ و خم دار mazily بطور پيچ و خم دار، بطور گيج کننده labyrinth جاي پر پيچ و خم ماز، پلگان، مارپيچ roller coaster راه اهن مرتفع و پيچ و خم دار تفريحگاه هاي، کودکان و غيره . maze جاي پرپيچ و خم، پيچ و خم، سرگرداني round about (در سخن) دور سر گرداندن مطلب، پر پيچ و خم. ambage ابهام گويي، دوپهلوگويي، پيچ و خم. inextricable نگشودني، حل نشدني، لاينحل straightforward راست، درست، بي پرده