پیچش معنی انگلیسی rolling screw skew spin turn twist واژههای انگلیسی با این معنی resonance پيچش صدا، طنين، تموج صدا lock torque قفل پيچش torsion modulus مدول پيچش torsion recorder ضباط پيچش torsibility پيچش پذيري، تاب پذيري، گشتاور پذيري geometric twist پيچش هندسي torsion test آزمايش پيچش direction of thread سوي پيچش پيچ، جهت پيچ number of threads تعداد پيچش ها resonantly با پيچش و ارتعاش، با تموج، بطور طنين انداز torque-twist curve منحني گشتاور و پيچش torsion-resistant مقاوم در برابر پيچش torsional rigidity استحکام در مقابل پيچش snap pass پاس سريع با پيچش سريع مچ resonator اسباب ارتعاش (يا پيچش صدا)، آلتي که صداي تکي را جواب ميدهد draw shot ضربه با پيچش به عقب (بيليارد) eddy loss افت جريان ناشي از چرخش و پيچش outswinger توپي که در هوا با پيچش از توپزن دور، مي شود (کريکت) wash-in پيچش بال بطوريکه زاويه نصب آن بطرف نوک، کاهش يابد intortion پيچيدگي، پيچش، پيچش ساقه gripes زورپيچ، پيچش، مهارکشتي ten smus زور پيچ، پيچش backing off پس پيچاندن، پس پيچش torsion dynamometer توان سنج پيچشي، پيچش سنج