پیچک
معنی انگلیسی
bobbin coil
واژههای انگلیسی با این معنی
- volute پيچک، طومار، پيچيده
- tendril پيچک، ريشه پيچنده
- convolvulus جنس پيچک، لبلاب، عشقه
- bindweed جنس پيچک، پيچک
- choking effect اثر پيچک
- coil pitch گام پيچک
- dead coil پيچک هرز
- idle coil پيچک هرز
- voice coil پيچک صدا
- voltage coil پيچک ولت
- antenna coil پيچک آنتن
- balance coil پيچک تراز
- coil box جعبه پيچک
- coil form مغزي پيچک
- current coil پيچک اصلي
- exploring coil پيچک کاشف
- honeycomb coil پيچک مشبک
- lagging ciol پيچک سنجه
- lattice-woung coil پيچک مشبک
- purity coil پيچک خلوص
- search coil پيچک کاشف
- shunt coil پيچک شنتي
- transformer coil پيچک مبدل
- input reactor پيچک ورودي، سلف ورودي، پيچک ماقبل