پیکار معنی انگلیسی battle campaign combat crusade drive fight struggle war warfare واژههای انگلیسی با این معنی plan of campaign طرح پيکار passage at arms زدو خورد، پيکار، نبرد passage of arms زدو خورد، پيکار، نبرد gigantomachy جنگ بين غولان و خدايان، پيکار غول پيکران، نبرد ابر قدرتها war paint (ميان سرخ پوستان امريکا)، نقاشي بدن براي رزم و پيکار. fight جنگ، نبرد، کارزار tiffed جنگ، نبرد، کارزار pugilism مشت زني، مشت بازي، ستيزه pugilistic مشت زني، مشت بازي، ستيزه Race مسابقه، غشه، گردش