پیکر تراشی معنی انگلیسی sculpture واژههای انگلیسی با این معنی sculpture in miniature پيکر تراشي کوچک اندام Romanesque سبک رومي بيندوره هايکلاسيکوگتيک، لاتيننژاد، سبک نقاشي و پيکر تراشي رومانسک statued آراسته به تنديس، به صورت مجسمه، تنديس شده