چرخدار معنی انگلیسی wheeled واژههای انگلیسی با این معنی rollaway چرخدار، چرخه دار، چرخکدار rotifer چرخدار vehicle cargo بار چرخدار، بار تريلي دار gurney تختخواب چرخدار، تخت روان crash dolly جرثقيل چرخدار اخراجات (دريايي) jahemmy جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچه هاي، آب خاکي trailer camp محل استقرار ترايلربا اتاقهاي چرخدار متصل به، وسائط نقليه . trailer court محل استقرار ترايلر با اتاقهاي چرخدار متصل به، وسائط نقليه . trailer park محل استقرار ترايلر با اتاقهاي چرخدار متصل به، وسائط نقليه . pushchair کالسکه ي بچه، صندلي چرخدار