چرخه معنی انگلیسی circle cycle gyration rotation wheel wheeled واژههای انگلیسی با این معنی tricyclic سه چرخه، داراي سه چرخ. hydrologic cycle چرخه آب monocycle يک چرخه monocyle يک چرخه water cycle چرخه آب cycle stealing مدت چرخه، روشي که اجازه مي دهد يک دستگاه جانبي، بطور موقت کامپيوتر را از دسترسي به مسير minor cycle خرد چرخه، چرخه خرد. four cycle چهار چرخه، داراي چهار دور يا دوره . major cycle بزرگ چرخه، چرخه بزرگ. cardiac cycle چرخه قلبي execute cycle چرخه اجرا execution cycle چرخه اجرا biorhythm چرخه زيستي carnot cycle چرخه کارنو design cycle چرخه طراحي display cycle چرخه نمايش fetch cycle چرخه واکشي life-cycle چرخه زندگي machine cycle چرخه ماشين memory cycle چرخه حافظه storage cycle چرخه انباره، سيکل انباره activity cycle چرخه فعاليت menstrual cycle چرخه قاعدگي search cycle چرخه جستجو.