چنبره معنی انگلیسی coil curl loop ring spiral واژههای انگلیسی با این معنی torsel چنبره، تيکه چوب در ديوارکه سرتيرروي ان قرارميگيرد toroid چنبره cheese down چنبره کردن doughunt-shape چنبره دوتايي torque طوق چنبره اي core storage انبار چنبره اي، انباره هسته اي core memory حافظه چنبره اي، حافظه هسته اي core plane صفحه چنبره ها. core matrix ماتريس چنبره اي. magnetic core memory حافظه چنبره اي مغناطيسي toroid magnetic core هسته مغناطيسي چنبره اي. extendeo core حافظه چنبره اي توسعه يافته . annulet حلقه کوچک، چنبره سر ستون astragal گچ بري گرد کوچک، چنبره برجسته نزديک دهنه توپ uncoil واپيچاندن، غير حلقوي کردن يا شدن، از حالت چنبره زدگي درآمدن pad بالشتک، دشک چه، عرق گير tassel منگله، شرابه، ريشه (در ذرت و مانند آن) enwrapping طومار، لوله، توپ (جنس و مانند آن) rolled طومار، لوله، توپ (جنس و مانند آن) rolls طومار، لوله، توپ (جنس و مانند آن) seesawing طومار، لوله، توپ (جنس و مانند آن)