ژلاتینی معنی انگلیسی gelatinous واژههای انگلیسی با این معنی gelatinous ژلاتيني، دلمه مانند collotype چاپ ژلاتيني، کلوتيپ gelatine paper کاغذ ژلاتيني gelatine battery باتري ژلاتيني، باتري خشک gelatin dynamite ديناميت ژلاتيني heliotype عکس ژلاتيني افتابي solgel نيمي مايع ونيمي ژلاتيني. isinglass ماده ژلاتيني که از برخي ماهيان اب شرين، ميگيرند، سريشم سگ ماهي dry storage battery باتري انباره اي خشک، باتري ژلاتيني gelatin sponge absorbable اسفنج ژلاتين قابل جذب، ماده ژلاتيني استريل، قابل جذب gelatinoid دلمه وار، دلمه مانند، ژلاتيني jelly دلمه، ماده لزج، لعاب