کارت
معنی انگلیسی
card caret
واژههای انگلیسی با این معنی
- card کارت، ورق، برگ
- quarte کارت
- range card کارت برد، کارت تير سلاح، جدول تير سلاح
- job card کارت کار، کارت برنامه
- card code رمز کارت، کد کارت
- yello card کارت زرد، اخطار
- card row سطر کارت
- stub card ته کارت.
- red card کارت قرمز، علامت اخراج، اخراج بازيگر
- card column ستون کارت
- card feed خورد کارت
- card reader کارت خوان
- circuit card کارت مدار
- debit card کارت بدهي
- interface card کارت رابط
- post card کارت پستال، کارت غير رسمي که تمبر روي ان چسبانده بجاي، کارت پستال است
- postcard کارت پستال، کارت غير رسمي که تمبر روي ان چسبانده بجاي، کارت پستال است
- visiting card کارت ويزيت، کارت اسم در فرانسه
- card rack طاقچه کارت، جاي کارت.
- card field ميدان کارت، فيلد کارت
- account card کارت حساب.
- card cage محفظه کارت
- card face رويه کارت.
- card format قالب کارت.