کارشکنی معنی انگلیسی noncooperation obstructionism obstructiveness sabotage واژههای انگلیسی با این معنی noncooperation عدم همکاري.، کارشکني، ناسر به راهي obstruct بستن، مسدود کردن، مانع فراهم کردن براي obstructor بستن، مسدود کردن، مانع فراهم کردن براي