کارمندان
معنی انگلیسی
personnel staff
واژههای انگلیسی با این معنی
- new employees کارمندان تازه
- supervisory staff کارمندان مباشر، مباشرين
- reduced employees کارمندان کم شده، کارمندان منفصل گرديده (براي کاهش هزينه)
- operating staff کارمندان عملياتي، متصديان.
- civilian employees کارمندان غيرنظامي
- public employees کارمندان بخش عمومي، کارمندان دولت
- technical staff کارمندان يا اعضاي فني
- jesuitism اصول کارمندان انجمنعيسي، حيله گري، دورويي
- aircrew کارمندان و خلبانان هواپيما.
- class n allotment کسورات بيمه کارمندان غيرنظامي
- cwa مخفف: کارمندان ارتباطات امريکا
- ESOP مخفف: برنامه ي سهامدار سازي کارمندان
- muck-rack کسي که عادتا" مي خواهد کارمندان خدمات، عمومي و يا جميع مردم را به رشوه خواري، و فساد و خلافکاري متهم کند
- white collar worker کارمندان يقه سفيد (منظور کارمنداني است، که کار فيزيکي انجام نميدهند)
- time clock ساعتي که زمان ورود وخروج کارمندان را ثبت، ميکند، گاه ساعت.
- house organ مجله يا نشريه اي که بين کارمندان يک موسسه، پخش شود.
- buyout خريد يک جاي شرکت يا موسسه توسط، کارمندان، خود موسسه يا موسسه ي ديگر
- personnel کارکنان، کارمندان، اعضاء
- membership عضويت کارمندي، شماره اعضا، اعضا کارمندان
- secretariate دبير خانه، دفترخانه، دارالا انشا