کامیاب شدن معنی انگلیسی achieve prevail speed succeed واژههای انگلیسی با این معنی succeed کامياب شدن، بمطلب رسيدن، بجايي رسيدن prosper نيک انجام شدن، کامياب شدن، کامران شدن thrive پيشرفت کردن، ترقي کردن، کامياب شدن thriven پيشرفت کردن، ترقي کردن، کامياب شدن miscarried بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن miscarries بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن miscarry بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن