کاهش دادن معنی انگلیسی alleviate lessen reduce واژههای انگلیسی با این معنی economic of scale کاهش دادن هزينه ها، کاهش يافتن هزينه ها damping vane پره اي در فلومتر سوخت براي کاهش دادن، و گرفتن نوسانات حاصل از جريان متلاطم kerning کاهش دادن فضاي خالي ميان دو حرف معين، کاهش فاصله دخشه ها retrench کم کردن، کاهش دادن، کسر کردن pareto optimality بهينه پاراتو، حد مطلوب پاراتو وضعيتي، که در آن نتوان رفاه يک فرد را افزايش abate تخفيف دادن، کاستن، کم کردن radio-immunity زينهار پرتوي، حالتي است از کاهش حساسيت به تشعشع، که گاهي از تشعشع دادن مکرر ناشي مي شود.