کاهنده معنی انگلیسی destructive dimmer drag reducer suppressant واژههای انگلیسی با این معنی reducer کاهنده، تقليل دهنده، عامل کم کننده decrescent کاهنده، روبنقصان گذارنده decreasing کاهنده، کم شونده reductant کاهنده ablative كاهنده، مفعول به، مفعول عنه derogatory to کاهنده از، منافي، زيان رساننده reducing atmosphere جو کاهنده dump valve شير کاهنده، شير خروج dimming relay رله کاهنده lift dumper کاهنده برا current limiting reactor پيچک کاهنده damper tube لامپ کاهنده reducing adaptor رابط کاهنده reducing agent عامل کاهنده step-down transformer مبدل کاهنده disinflationary کاهنده تورم. regressive taxation ماليات کاهنده، ماليات نزولي damper winding سيم پيچ کاهنده decreasing order ترتيب کاهنده . dimming rheostat رئوستاي کاهنده regressive taxes مالياتهاي کاهنده، مالياتهاي نزولي derogative کاهنده شئونات يابها، منافي باشئونات، خفت اور regressive tax system نظام مالياتي کاهنده، نظام مالياتي نزولي ablatitious كاهنده قوه جاذبه