کرمکی معنی انگلیسی maggoty worm-eaten wormy واژههای انگلیسی با این معنی prurient خارش دار، کرمکي، داراي فکر شهواني vermiculation کرم خوردگي، ايجاد موج و شيار کرم مانند.، جنبش کرمي