کش دار معنی انگلیسی elastic واژههای انگلیسی با این معنی elastic کش دار، جهنده، قابل ارتجاع elastic web پارچه کش دار، کش tied truss خرپاي کش دار marking guage خط کش تيره دار، پيمايه graded ruller خط کش اندازه دار elastic boots پوتين دو طرف کش دار joiner's gauge خط کش تيره دار (نجاري) jemimas پوتين يا چکمه اي که دو سوي ان، کش داشته باشد، پوتين کش دار ventilatory وابسته به بادگير، تهويه دار، تهويه اي blanket پتو، جل، گليم extendible کشش پذير، کشيده شدني، امتدادپذير extensible کشش پذير، کشيده شدني، توسعه پذير laborious کار کن، زحمت کش، ساعي operose پرزحمت، رنج دار، زحمت کش