کشتیرانی معنی انگلیسی sailing shipping واژههای انگلیسی با این معنی shipping line خط کشتيراني navigable قابل کشتيراني، دريارو، قابل سواري در دريا sailable قابل کشتيراني، دريارو، قابل سواري دردريا chamber of shipping اتاق کشتيراني، انجمن صاحبان کشتي shipping conference کنفرانس کشتيراني liner terms شرايط خط کشتيراني liner trade کشتيراني منظم تجاري house flag پرچم شرکت (کشتيراني) cargo liners خط کشتيراني مخصوص بار conference freight-rate نرخ مشترک شرکتهاي کشتيراني watercraft مهارت در کشتيراني يا قايقراني، کشتي - شناسي، ناوشناسي nav مخفف:، وابسته به نيروي دريايي، قابل کشتيراني