کشیشان
معنی انگلیسی
clergy ministry pulpit
واژههای انگلیسی با این معنی
- Oratorian عضو انجمن کشيشان
- vestment لباس (رسمي کشيشان)
- anticlerical مخالف کشيشان يا کليسا، مخالف نفوذ کليسا در امور سياسي و غيره
- hagiarchy حکومت کشيشان وروحانيون، حکومت مقدسان
- dalailama رئيس کشيشان بودايي تبت
- dom عنوان برخي راهبان و کشيشان، عنوان اشخاص برجسته
- soutane رداي مخصوص کشيشان کاتوليک.
- lama teshu رئيس کشيشان بودايي مغولستان
- shovel hat کلاه لبه پهن کشيشان انگليس.
- asperges مراسم آب پاشي بر محراب و بر کشيشان و، نيايشگران پيش از مراسم عشاي رباني .، سرودي که طي اين مراسم زمزمه ميشود.
- surplice يکجور رداي کتاني سفيد و گشاد که کشيشان، ميپوشند، جبه کتان
- chantry پولي که وقف کشيشان ميشود تابراي مردگان، بخوانند
- lamasery-ries خانقاه کشيشان بودايي در تبت و مغولستان
- humeral veil پارچه مستطيل شکلي که کشيشان بر روي شانه، مي اندازند، قبا
- recessional hymn سروديکه هنگام دست کشيدن کشيشان از عبادت، نواخته ميشود
- biretta يکجورکلاه چارگوش که کشيشان برسرميگذارند
- priest ridden زير نفوذ کشيشان قرار گرفته منکوب کشيشان
- maniple بازوبنديانواري که کشيشان هنگام انجام آيين، رباني ازبازوي خودمي آويزند
- calotte عرقچين، شبکلاه کشيشان
- sacerdotal کشيشي، وابسته به کشيشان، در خور کشيشان
- canonry محضر شرع، دادگاه شرع، کشيشان
- pastorate کشيشي، پيشوايي، گروه کشيشان
- sacerdotalism کشيشي، کشيش مه ابي، جماعت کشيشان
- sacerdotage کشيشي، کشيش مابي، جماعت کشيشان