کم رنگ معنی انگلیسی light neutral pastel washy واژههای انگلیسی با این معنی rufous قرمز کم رنگ، بور، خرمايي مايل بقرمز ruffous قرمز کم رنگ، بور، خرمايي مايل بقرمز. colorless بي رنگ، کم رنگ، رنگ پريده etiolate بيرنگ کردن، کم رنگ کردن، زردکردن undertint رنگ ضعيف، رنگ کم مايه، سايه رنگ very light خيلي سبک (توپخانه)، خيلي روشن يا کم رنگ towhead موي زرد مايل به سفيد، کسي که گيسوي طلايي کم رنگ دارد، زرين موي wanly (wandly) رنگ پريده، کم خون، زرد wan رنگ پريده، کم خون، زرد hue رنگ، فام، حالت ويژه اي از رنگ fade پژمرده شدن، پژمردن، خشک شدن HGC حروف اختصاري Hercules Graphics Card (کارت، گرافيکي هرکولس)، يک آداپتور (تطبيق دهنده) ويدئويي stratus لايه يکنواخت و يک شکلي ازابرهاي کم ارتفاع، و خاکستري رنگ که از سطح زمين بخوبي ديده، ميشوند blate بي رنگ، کند، کودن