کمترین
معنی انگلیسی
least minimum rock bottom zero
واژههای انگلیسی با این معنی
- least کمترين، کوچکترين، خردترين
- rock bottom کمترين، نازلترين
- minimum price کمترين بها، حداقل بها
- neap tide کمترين جزرو مد
- least significant digit رقم با کمترين ارزش، کم اهميت ترين رقم
- least squares method روش کمترين مجذورات
- minimal changes method روش کمترين تغييرات
- minimal audible sound کمترين صوت شنودپذير
- neap season فصل کمترين جزر و مد
- pericynthion کمترين فاصله از ماه
- minimal brain damage کمترين آسيب مغزي موثر
- huffman tree درختي با کمترين مقادير
- upset price کمترين بهاي مقطوع در هراج
- MLD مخفف: کمترين ميزاني که کشنده است
- reserve factor نسبت استحکام واقعي يک سازه به کمترين، استحکام لازم براي شرايط موردنظر
- clearance volume کمترين حجم سيلندر هنگاميکه پيستون در، نقطه مرگ بالا قرار دارد
- crest clearing graph نمودار تعيين کمترين درجه مربوط به حاشيه، امنيت مانع
- neap پست ترين، کمترين
- ferrous اهني، داراي کمترين جزء اهن
- lsc Least Significant Characters، کاراکتر با کمترين ارزش
- virtual level تراز انرژي سيستم هسته اي داخل اتم که، انرژي برانگيزش آن کمتر از کمترين انرژي، جداشده از ذره هسته اي بيشتر است
- minima حداقل، کمينه، کمترين
- minimum حداقل، کمينه، کمترين
- venturi لوله ونتوري، کانال يا مجرايي براي جريان، سيال که در گلوگاه کمترين سطح مقطع را