کمک کننده معنی انگلیسی fairy godmother helper helpful واژههای انگلیسی با این معنی contributive کمک کننده، موجب donner country کشور کمک کننده، کشور بخشنده multiplicative کمک کننده به افزايش يا ضرب، افزاينده open-loop system مکانيزم کمک کننده متشکل از يک مسير کنترل، بدون اندازه گيري نتيجه sustentative اعانت دهنده، کمک کننده به فقرا، نگهدار. server خدمتگذار، خدمتکار، کمک کننده ministerial وزارتي، وسيله ساز، کمک کننده synergetic داراي اشتراک مساعي، همکاري کننده، کمک کننده ministrant خدمت کننده، خادم، کمک (کننده) contrib مخفف:، اهدا، کمک sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي helper همدست، کمک، ياري کننده snubber توبيخ کننده، سرزنش کننده، کمک فنر.