کنده کاری
معنی انگلیسی
dugout engraving etching
واژههای انگلیسی با این معنی
- intaglio کنده کاري، نقش، نقش کنده
- glyptics کنده کاري، حکاکي، قلم زني
- carving کنده کاري، حجاري، سنگ تراشي
- toreutics کنده کاري، قلمزني
- ingraving کنده کاري
- intagliated کنده کاري شده، حکاکي شده، منقوش
- graving-tool قلم کنده کاري، قلم حکاکي
- cutting chisel اسکنه کنده کاري، قلم حکاکي
- zincography کنده کاري با روي، حکاکي بر روي، قلمزني روي
- chalcographer کنده کاري روي مس، قلمزني روي مس، گراوور
- xylography کنده کاري با چوب، گراورسازي با چوب
- chalcogrophy کنده کاري روي مس
- ivory carving کنده کاري روي عاج
- zincograph روي کنده کاري شده
- lithoglyptics کنده کاري روي گوهر، حکاکي روي جواهر
- sidero graphy کنده کاري روي پولاد
- gadroon الگو يا قالب بيضي شکل که در کنده کاري بر، روي قاشق و چنگال و چوب دور پنجره و غيره، به کار ميرود
- engraving قلم زني، کنده کاري، حکاکي
- engrave قلم زدن، کنده کاري کردن در، نقش کردن
- sculptural وابسته به کالبدگري يا هيکل تراشي، وابسته به سنگتراشي يا کنده کاري
- incise بريدن، کندن، کنده کاري کردن
- insculp قلم زدن، کندن، کنده کاري کردن در
- picker برچيننده، جمع کننده، چيننده