کنسرو معنی انگلیسی canned conserve preserve واژههای انگلیسی با این معنی tin fish ماهي کنسرو. Spam کنسرو گوشت خوک کوبيده can توانستن، قوط? کنسرو، ظرف حلبي packingplant محل بسته بندي اجناس، کارخانه کنسرو سازي. tinned قلع پوش، داراي روکش قلع، قوطي کرده cannery کارخانه ي کنسروسازي، محلي که در آن خوراک را در قوطي يا شيشه، ميکنند