کنشی معنی انگلیسی functional واژههای انگلیسی با این معنی performative زباني - کرداري، کنشي polyvalent چند کاره، چند کنشي، چندظرفيتي active device دستگاه فعال، دستگاه کنشي. active element مولفه موثر، عنصر فعال، عنصر کنشي acting کفالت کننده، کفيل، متصدي