کور کردن معنی انگلیسی blind واژههای انگلیسی با این معنی abacinate كور كردن whiffle آهسته وزيدن، جسته جسته وزيدن، کور کور کردن purblind نيم کور، تارچشم، نيم کور کردن sand blind نبم کور، تار چشم، کند کودن