کوچک سازی معنی انگلیسی belittlement trivialization واژههای انگلیسی با این معنی miniaturization کوچک سازي. small scale integration مجتمع سازي در مقياس کوچک ssi Small Scale Integartion، مجمتع سازي در مقياس کوچک pin wheel چرخ و فلک کوچک، درساعت سازي چرخي که دندانه هاي استوانه اي، دارد chitlings روده کوچک خوک، (کالباس سازي وغيره)، چين chitlins روده کوچک خوک، (کالباس سازي وغيره)، چين dismissive کوچک انگار، کوچک انگارانه، تحقيرآميز atomization ريز سازي، عمل تبديل جسم بذرات کوچک، عمل بمباران اتمي.