کوچکترین معنی انگلیسی baby least واژههای انگلیسی با این معنی juniority کوچکترين، کهتري، رتبه پائين تر least squares کوچکترين مربعات. biting angle کوچکترين زاويه اصابت lowest common multiple کوچکترين مضرب مشترک. circular dispersion قطر کوچکترين دايره اي که %75 پرتابه ها، به آن برخورد ميکنند minimal خردترين، کوچکترين، کميته least کمترين، کوچکترين، خردترين unit cell سلول واحد، کوچکترين چندوجهي را که با، يک دستگاه مختصات سه محوري بتوان نشان داد azimuth resolution تقسيمات سمتي، اجزاي سمتي هواپيما، کوچکترين آحاد سمتي