کپک زده معنی انگلیسی moldy musty واژههای انگلیسی با این معنی mustier کپک زده، بوي نا گرفته، پوسيده mustiest کپک زده، بوي نا گرفته، پوسيده musty کپک زده، بوي نا گرفته، پوسيده mucid کپک زده، کهنه، بوزک زده mouldy کپک زده، بوزک زده، کهنه mothery کپک زده mildewy باد خورده، کپرک زده، کپک زده