کیسه مانند معنی انگلیسی bag cystic واژههای انگلیسی با این معنی bursiform کيسه مانند، کيف مانند. saclike کيسه مانند. ascocarp ميوه ي کيسه مانند، مشکو بر sacciform کيسه اي، کيسه مانند bandicoot بانديکوت، نوعي جانور کيسه دار موش مانند sandbag کيسه ي شن، کيسه ي باريک که از شن پر ميکنند و مانند، چماق براي حمله بکارميبرند ampullaceous آمپول شکل، آمپول مانند، کيسه مانند cecum روده کور، اعور.، بخش کيسه مانند اندام يا مجرا sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي beanbag کيسه ي کوچک که پر است از دانه هاي لوبيا، مانند، و در برخي بازيها براي پرتاب به کار ميرود zoophyte جانور گياه مانند، کيسه تن، انواع جانوران مهره داري که رشد انها شبيه woolpack کيسه ي پشم، گوني پشم، بقچه bottle pocket billiard بيليارد کيسه دار با 2 گوي و مهره بطري، مانند vesiculate تاول مانند، کيسه اي، کيسه دار cystoid کيسه اي، مانند مثانه