کیلومتر
معنی انگلیسی
kilometer
واژههای انگلیسی با این معنی
- kilometre کيلومتر، هزارمتر
- kilometer کيلومتر
- mileage recorder کيلومتر شمار
- km مخفف: کيلومتر
- milepost کيلومتر شمار جاده .
- air mileage indicator کيلومتر شمار هواپيما، مسافت سنج هواپيما
- speedometer-odometer تاکومتر با کيلومتر شمار، سرعت سنج با کيلومتر شمار
- fresh breeze بادي که ساعتي 32 کيلومتر بوزد
- fresh gale بادي که ساعتي 48 کيلومتر بوزد
- tour de france مسابقه تور دو فرانس بمسافت 4000 کيلومتر، در 21 روز که دوچرخه سواران از کشورهاي، فرانسه بلژيک اسپانيا ايتاليا آلمان و
- stele سنگ قبر، سنگ کيلومتر نما، پلمه
- jetstream باد تقريبا افقي با سرعت بيش از 80، کيلومتر بر ساعت
- ozonosphere لايه اي از بخشهاي فوقاني اتمسفر در ارتفا، تقريبي 20 تا 30 کيلومتر
- mach number عدد ماخ (برابر است با سرعت صوت در ثانيه، يا 1224 کيلومتر در ساعت)
- milliary هزاره .، کيلومتر شمار يا فاصله نماي رومي
- very long برد خيلي زياد، شعاع عمل زياد (بيش از 1500 کيلومتر)
- hypersonic سرعتي معادل يا بيش از 5 برابر سرعت صوت، (سرعت بيش از 6 هزار کيلومتر در ساعت)، سرعت مافوق صوت
- very short برد خيلي کوتاه، شعاع عمل خيلي کم (کمتر از 80 کيلومتر)
- unit kilometer مصرف کيلومتري يکان (مقدار بنزين لازم، براي حرکت دادن يکان بمسافت يک کيلومتر)