گاه به گاه معنی انگلیسی casual واژههای انگلیسی با این معنی chronometric وابسته به گاه سنجي يا گاه نگاري يا، گاهشماري dediction of way هر گاه راهي واقع در ملک خصوصي فردي به، مدت 20 سال مورد استفاده عموم باشد جزء، اموال عمومي تلقي خواهد شد spoking توليد نور و يا جرقه هاي نور به طور گاه، به گاه روي صفحه رادار dat administrator مخفف data base adminstrator به معن? مد?ر پا?گاه داده horologic گاه سنجانه، وابسته به گاه سنجي، وابسته به ساعت سازي persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم، در CL هر گاه کسي پس از رسيدن به 21 سال، سه بار مرتکب جرايمي که مجازاتشان حبس casual labour کارگر اتفاقي، کارگري که براي حمل و نقل مواد توليد شده، هر چند گاه يکبار به کار گرفته مي شود PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus quando acciderint هر گاه بدست آيد، وقتي مدير ترکه در مقابل غرماء متوفي به، دفاع در دست نبودن مالي از متوفي متوسل speaking with prosecutor توافق باشاکي، در جرايم عليه افراد که از نوع جنحه باشد، دادگاه به متهم اجازه مي دهد که پيش از tenant by sufference متصرف با رضايت ضمني مالک، هر گاه کسي ملکي را با عنوان و سمت، قانوني در تصرف داشته باشد و پس از زوال