گاوی معنی انگلیسی bovine واژههای انگلیسی با این معنی taurine گاوي، وابسته به تيره گاو، گاو مانند bovine گاوي، ازجنس گاو، سست cow's tail دم گاوي، انتهاي طناب (دريايي) oxeye چشم گاوي، چشم بزرگ. bull head کله گاوي cowpox ابله گاوي. pyrethrum بابونه گاوي، عاقرقرحا، کيک واش motherwort بابئنه گاوي، برنجاسف، فراسيون feverfew بابونه گاوي matricaria parthenium بابونه گاوي bulimious دچار جوع گاوي vaccine مايه آبله گاوي، وابسته به آبله (کوبي) bulimia جوع گاوي يا بقري، ناخوشي گرسنگي cow-pox بله گاو - بله گاوي cowy مثل گاو، گاوي. ox eye گل داودي و مينا ومانندآنها، گاو چشم، چشم گاوي PPLO = pleuropneumonia-like organisms، ميکرب هائي هستند که از گوسفند، سگ