گرانش معنی انگلیسی gravity واژههای انگلیسی با این معنی gravitational constant ثابت گرانش، ثابت جاذبه negative g گرانش منفي gravitational field ميدان گرانش law of gravitation قانون گرانش theoretical gravity گرانش تئوري antigravity muscles عضلات ضد گرانش graviton واحد بنيادي فرضي گرانش acceleration of gravity شتاب ثقل، شتاب گرانش wheel satellite ماهواره اي که بصورت دايره اي ساخته شده و، معمولا براي پايداري وضعيت يا وارد ساختن، گرانش ساختگي به سرنشينان دوران ميکند