گرد آوری معنی انگلیسی collection واژههای انگلیسی با این معنی accumulation گرد آوري، فراهم آوري، اندوختن accumulat گرد آوري، فراهم کردن، انباشته کردن compilation گرد آوري - تاليف conglobation گردشدگي - گرد آوري cumulation گرد آوري - جمع آوري - انباشتگي - توده conglomeration گرد آوري - عمل بهم چسبيدن - گلوله شدگي agglomeration انباشتگي، تراکم، گرد آوري gleanings گرد آورده ها، آنچه جمع آوري شده، دستاوردها