گرداننده
معنی انگلیسی
manager operator
واژههای انگلیسی با این معنی
- operator گرداننده، عمل کننده، دلال
- hard drive گرداننده سخت
- operating lever اهرم گرداننده، اهرم عامل، اهرم کولاس
- driving axle محور گرداننده، اکسل گرداننده، محور رانش
- driving belt تسمه گرداننده
- interrupt handler گرداننده وقفه
- final drive گرداننده نهايي، چرخ گرداننده نهايي شني
- driving flange فلانژ گرداننده، لبه گرداننده
- current drive گرداننده کنوني
- drive number شماره گرداننده
- driving sleeve استوانه گرداننده، مهره ماسوره
- default drive گرداننده پيش فرض
- back driving axle محور گرداننده عقب
- evertor عضله برون گرداننده، عضله راجعه .
- logical drives گرداننده هاي منطقي
- dual disk drive گرداننده ديسک دوگانه
- driving torque گشتاور پيچشي گرداننده
- winchester disk drive گرداننده ديسک وينچستر
- magnetic tape drive گرداننده نوار مغناطيسي، نوار چرخان مغناطيسي، نوار خوان مغناطيسي
- driving pinion چرخ دندانه پي نيون گرداننده
- quizmaster گرداننده ي برنامه ي آزمون اطلاعات عمومي، آزمونچه گردان، آزمون گردان
- rotative گردنده، گرداننده
- spinning wheel چرخ طيار، چرخ گرداننده، چرخ هرزه گرد
- disk drive ديسکخوان، گرداننده ديسک، ديسک گردان